بازی Star Wars: The Force Unleashed هرچند ممکن است عنوان سریعترین فروش بازیهای شرکت Lucas Atrs را در اختیار داشته باشد، اما بسیاری از کاربران آنرا کاملاً نا امید کننده تلقی کرده‌اند. این تصور در مورد آن وجود داشت که بازی یک سرگرمی چند لحظه‌ای بیشتر نبوده است. بطور کلی داستان بازی با موضوع اولین و آخرین سری از سه گانه فیلم‌های Star Wars در ارتباط بود اما گیم پلی بازی خام و نپخته و نیز خسته کننده احساس می‌شد.

البته خوشبختانه بسیاری از حواشی و مطالب مفید و جالب حول نسخه‌ی دوم این بازی با عنوان Star Wars: The Force Unleashed 2 قرار دارد که ذهن مخاطبین و کاربران را بسیار به خود مشغول کرده است. طی ساعتها تمرکز و انجام تستها و آزمایشهای مختلف بر روی نسخه‌ی اول بازی می‌توانیم به خوبی یک نگاه بسته بر شکستهای آن داشته باشیم. Lucas Arts امیدوار است در سری دوم بازی نه تنها آنچه که از یک بازی ناب انتظار داریم و به آن عشق می ورزیم را پس بگیرد و اصلاح کند، بلکه همچنین بازی را با استفاده از روشهای بنیادین تغییر دهد و نیز علاقمند است آنچه که ما در سرانجام و هدف بازی به دنبال آن هستیم را در اولویت قرار دهد.

برای کسانی که بزرگترین عرضه جهانی "جنگ ستارگان" را از طریق فیلمهای مربوطه از دست داده‌اید اجازه بدهید که یک شرح مختصر از داستان آنرا ارائه دهیم: قسمتهای The Force Unleashed یکی از سری بازیهای سوم شخص اکشن است، جایی که شما در نقش کنترل کننده‌ی نابودگر ستارگان، شاگرد اسرارآمیز Darth Vader ظاهر می‌شوید. این در حالیست که در اواخر، وی خودش فداکاری به خرج داده تا Rebel Alliance را نجات دهد. او نیز شخصیتی بوده است که در سری دوم به عنوان نتیجه شبیه سازی ظاهر می‌شود. هدف از بیان قسمتهای مختلف بازی اسپویل کردن آن نیست بلکه جهت آشنایی کلی می‌باشد. او بار دیگر از طرف Vader آزاد می‌شود. پس از آن وی در تلاش است تا ببیند که چگونه می‌تواند به مبارزه علیه رییسش برخیزد.

همانگونه که مشاهده می‌کنید داستان بازی بخوبی دریافت و درک می‌شود و از سوی بسیاری از رسانه‌ها و مطبوعات مهم تحسین نیز شده است. حتی عنوان برترین خط داستانی را در میان سایر بازیهای ویدیوئی از طرف نویسندگان منطقه Guild آمریکا در سال 2009 دریافت کرده است. اما این یکی از کمترین مولفه‌های بازی بود که مردم و اغلب کاربران چیزی برای توضیح دادن درباره‌ی آن نداشتند و آنرا قابل قبول نمی‌دانستند. یکی از بزرگترین اعتراضات و شکایاتی که به نسخه‌ی اول بازی وارد شده بود این بود که هر سطح و مرحله از بازی فقط شامل مبارزه‌ای علیه رییس Darth Vader می‌شد. برای سری دوم یعنی TFU2 تیم سازنده سعی کرده است که این تکراری بودن موضوع داستان و سیر یکنواخت را تجزیه کند، از طریق قرار دادن یکسری معماها و پازلها در محیط بازی تا موجب شود بازیکنان لحظه‌ای در بازی درنگ و توقف کرده و شروع به تفکر نمایند. دموی بازی فقط یکی از این ویژگیها را در اختیار داشت. اما از چند دقیقه قبل از شروع گیم پلی بازی کاملاً واضح و شفاف بود که بازیکن برای رسیدن به هدف بازی باید تمام نیروهایش را به کار گرفته تا بتواند از مراحل بازی عبور کند. برای مثال در قسمتهای انتهایی بازی TFU1 بازیکنان تقریباً هیچ دلیلی برای پرتاب شمشیر نوری خود و استفاده از آن نداشتند مگر برای کشتن دشمنان. این درحالیست که نسخه‌ی دوم به همان خوبی بازیکنان را مجبور به بکار گرفتن شمشیر خود جهت سوییچ کردن بین لحظات پلتفرمینگ می‌کند (یکی از قابلیت‌های جدید اضافه شده). هدف از آن این نیست که تمرکز نبرد را در بازی کمرنگتر جلوه دهد بلکه به بازیکنان این احساس را دست میدهد که آنها تنوع بیشتری از کارها را در طول بازی در اختیار دارند. در واقع بازیکنان مجبور هستند که بارها در طول مراحل بازی روند انجام نبردها را متوقف کنند و محیطهای اطراف را به منظره نشسته و از آنها لذت ببرند و پیوسته با فضای پیرامون خود جهت حل معماها در تعامل باشند، نه اینکه صرفاً با بالاترین سرعت ممکن از مکانها عبور کنند. بنابراین این یک مزیت مهم نسبت به گذشته محسوب می‌شود.

بسیاری از کاربران اصولاً از صحنه‌ها و قسمتهای نبرد بازی لذت می‌برند اما کاستیهای زیادی نیز وجود دارد تا تیم سازنده بتواند مسیر درست گیم‌پلی و داستان را در نسخه‌ی دوم پیدا کند. طی صحنه‌های نسخه‌ی اول، دشمنان بسیاری دیده می‌شدند که بازیکنان را درگیر خود می‌کردند اما مسئله‌ی اصلی این بود که دشمنان واقعاً نیاز نداشتند که بازیکنان جهت نبرد با آنها استراتژی خود را زیاد تغییر دهند و همواره یکنواختی و عدم هیجان در مبارزات به چشم می‌خورد. در نسخه‌ی دوم TFU تیم سازنده امیدوار است که این مسئله را به نحوی حل کند و با قرار دادن دشمنان پیچیده‌تر در ساختار بازی تمرکز بازیکنان را بیشتر به خود جذب کند که آنها بتوانند با خلاقیت و ابتکار خود روشهای نبرد را برگزینند. برای نمونه ممکن است بازیکنان با یک دشمن تمام عیار و قوی رو به رو شوند در حالی که باید بطور همزمان با شخصیتی هم به مبارزه بپردازند که در مقابل شمشیر نوری آنها مقاوم است. تا اینجا موارد گفته شده در ارتباط با مبارزات بازی بود و هیچگونه تضادی هم در آن دیده نمی‌شد. هدف اصلی از سوی Lucas Arts افزایش تفکر بازیکنان در طول بازی است نه اینکه فقط با فشار دادن یک دکمه‌ی حمله تمامی زد و خوردها بطور اتوماتیک انجام شود.

علاوه بر اختصاص داده شدن دشمنان متنوع در بازی، The Force Unleashed 2 محدوده‌ی انتخابی گسترده‌ای از روشهای نبرد را به بازیکنان می‌دهد تا بتوانند از هر یک از این روشها بر حسب مورد استفاده کنند. قابلیتهای جدیدی همانند Mind Trick به بازیکنان این اجازه را خواهد داد تا دشمنان را مجبور کنند که سلاحهای فضایی خود را بندازند و به نحوی خلع سلاح شوند و دیگر اینکه دشمنان به متحدین خود حمله کنند. در اینصورت بسیاری از بار نبرد از دوش بازیکن برداشته خواهد شد زیرا این بستگی به وی خواهد داشت که از این نیروهای افزایشی استفاده کند یا نه. همچنین محیطهای بازی به نحوی طراحی شده است که به بازیکنان آزادی عمل بیشتری بدهد که از نیروهایشان بیشتر و تاثیرگذارتر از گذشته در بازی استفاده کنند. برجهای کوچکی که با منابع الکتریسته پر شده‌اند در مرحله‌ی Kamino دیده می‌شوند و به Starkiller اجازه می‌دهد که از آذرخش (نوعی سلاح نوری) خود بر روی آنها استفاده کند تا از این طریق بتواند بازتابهای جهتداری از الکتریستیه را به نقاط مختلف ساتع کند. این خود سبب می‌شود که دشمنان بیشتری بطور همزمان مورد اثابت آن قرار گرفته و نابود شوند.

ویژگی بعدی Starkiller توانایی استفاده از Force Fury است. ابزاری مهم و اساسی که موجب افزایش قابلیتهای جنگی بازیکنان تا مرز حداکثری شده و قدرتهای رزمی را دوچندان می‌کند، حتی اگر سلاحهای فعلی جهت تطبیق با آن ارتقاء یافته نباشند. البته به دفعات کم انجام آن در هر سطح امکان‌پذیر است. تفکر پشت این قضایا محصول تلاش شرکت Lucas Arts است که مقصودش در این بازی دادن احساس اختیار بیشتر به بازیکنان یا به عبارتی "Unleashed" کردن آنها است تا بتوانند چیزی فراتر از گذشته را حس و دریافت کنند.

همانگونه که مشاهده می‌شود، دموی بازی به همان سرعتی که شروع شده به اتمام نیز می‌رسد و بعد از دیدن فقط چند لحظه از TFU2 این کنجکاوی بروز می‌کند که بازی تا چه حدی براساس یک الگوی کاملتر و از پیش تعیین شده دگرگون خواهد شد. بازی با داشتن نیروهای رزمی بیشتر، دشمنان متنوع‌تر و معماهای کوتاه مدت بسیار قابل توجه به نظر می‌رسد. اما آیا بعد از یک تجربه‌ی چند ساعته از بازی فقط همین ویژگیها بر روی بازی اصلی مشاهده می‌شوند یا چیزی فراتر از آن خواهد بود؟ آیا یک داستان جدید در مورد Starkiller وجود خواهد داشت یا اینکه داستان ادامه سری‌های قبل را در بر دارد؟ هنوز مطمئن نیستیم. اما می‌دانیم که بیان این ویژگیهای گفته شده و نیز سنجشهای درست از بازی و تمایل سازندگان جهت رفع مشکلات گذشته، ما را امیدوار نسبت به آینده‌ی بازی می‌کند.